بی تو 2
●
بي تو2
اي تو تکيه گاه دیرینه در تمامي لحظه هاي بودن
بنگر روزگارم را امروز را بنگر
گوئي نبود است روزگار دمی با من
امروز اما جاي خالي تو افسرده بر جايم نهاد
بي هيچ پناهي
غربت دستهايم را ميفشارد
اندوه نوازشم ميکند
و نميدانم...
نميدانم چگونه سر کنم بي تو بودن را در لحظه هاي بغض
نميدانم چگونه بگريم اشکهاي مانده در گلو را در لحظه هاي درد
نميدانم چگونه با خود همراه کنم قلبي را که ديگر با من نيست!
بي تو بودن گوئي راه رفتني ست در تاريکي
و بر جاي ماندن چون ايستادني در زير آفتاب کوير
لب تشنه و گم کرده راه
با من بگو
بي تو چه کنم؟!
مهرماه 1384ف . شیدا
تهیه و تنظیم اشعار : شیواااااماهیچ www.mahich.blogfa.com
+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم اردیبهشت ۱۳۸۷ ساعت 1:39 توسط شیواااااااااماهیچ
|