●

 

دايره 1

 

در سياهيهاي غم گم گشته ام  در جهان  آواره اي  سر گشته ام

هر چه پيمودم ره اين زندگي باز هم  بر  جاي  خود   بر گشته ام

 

سرنوشتم دايره وار است و من  از همه  تکرارها  پُر  گشته ام

چون رهيدم  از در تقدير  شوم  بازهم  درگير  اين  در گشته ام 

 

بسکه   بودم با غم وغصه  شريک با غم و غصه  برابر  گشته ام

ازخروش سينه غمدار خويش در درون همچون سماورگشته ام

 

از يگانه بودن    و    بي  ياوري  عاقبت  با  غصه  ياور  گشته ام

ره ندارم بيش از اين  در زندگي چون همان آواره  سرگشته ام.  

 

 

فروردین 1362  ف . شیدا

 

 

 

تهیه و تنظیم اشعار : شیواااااماهیچ www.mahich.blogfa.com