●

عشق ناب

 

افسرده  دلم  بي تو  دگر تاب ندارد

شبها  ز غمت  ديده  دگر خواب  ندارد

از بسکه چکيد از نگهم اشک جدائي

خون شد   دلمو   ديده دگر آب ندارد

افکار و دل و ديده و شب غرق سياهي

تيره شب  ما کوکب و  مهتاب ندارد

اين  دل اگر امشب  نتواند  بسر آرد

بر  معبد  عشقت  ره محراب  ندارد

دانم که چو رستم نشناسي تو عزيزت

رستم  هدف  کشتن سهراب ندارد

گر مُردم و ماندي و جهان ديدي و رفتي

بيني که کسي عشق چنين ناب ندارد

درياب مرا اي همه هستي همه بودن

کس عشق چنين خالص و ناياب ندارد

من تشنه و تو چشمه و هستي همه صحرا

لب تشنه از اين  چشمه   که  سيراب ندارد .

 

 

مهرماه 1362 . ف . شیدا

 

 

تهیه و تنظیم اشعار : شیواااااماهیچ www.mahich.blogfa.com