بگذار 1
●
بگذار 1
بگذار بگريد دل آن مرغء پريشي
کاو در تب پرواز به کنج قفس افتاد
بگذار بگريد دل زاري که ز هجران
در پيچک بي تابي خود از نفس افتاد
بگذار در اين خلوت غمبار جدائي
از سينه طوفان زده بر ساحل ديده
صد موج روان سازم و ويران کنم آن بغض
کاو حاصل قلبي ست که هجر تو کشيده .
آبان 1367 ف . شیدا
تهیه و تنظیم اشعار : شیواااااماهیچ www.mahich.blogfa.com
+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم اردیبهشت ۱۳۸۷ ساعت 1:28 توسط شیواااااااااماهیچ
|