●

 

سفره دل / نوروز

 

همره عطر بهارو گل و سبزي  يک سال جديد

سفره اي چيده شده از "سين" ها

سال نو در راه است....و نميداند دل

از چه رو سفره  " سين ها " بنظر بيرنگ است

همه " سين ها " اينجاست سفره ام ليک چرا بيرنگ است

جای چیزی خالیست

من  دلم ميخواهد سفره اي تازه براي دل خود...پهن کنم

سفره اي را که در آن سبزه و سير و سمنو

سيب ء سرخي براق سکه و ظرف سماق

و کنارش سيني  سيني از جنس بلور

جنس قلب منو ما که در آن عشق و محبت باشد من بچينم با مهر

تا دراين سفره ..   چو سمبل شود اين سيني عشق

به نشان دل ما پر زگلهاي رز قرمز و شاد

و کنون عشق دراين سفره ما با لب سرخ گلي ميخندد

که چه عيد است و چه نيست

دل ما سرشار است....تا هميشه ز محبت سرشار

و ز رويا و اميدي لبريز و به هر قلبي يار

و به عشقي که خدا بر دل داد

سفره اي چيده دلم پر ز اميد

سفره اي را که درآن رنگ محبت سبز است

در کنار او نيز عشق در سفره ما

با لب سرخ گلي ميخند د

سبزه گويا  اکنون  معني سبزي خود ميداند

که بهاردل ماست گر اميدي بدل و سينه انسان باشد

تا در اين سال جديد

همه روز و همه جا سيني ءجنس بلور

مظهر اين"دل ما" با گلي سرخ ز عشق

هم براي خود و هم بر دگران آرزومند بهاري جاويد

در درون مي باشد و دلي شاد ز عشق

در چنان دنيائي که در آن هيچ کسي تنها نيست

و درون دلها مهرباني جاريست

تا تواند  که به شادي گويد زندگي بر تو مبارک باشد

همچنين سال جديد...به هرآن قلبي که عشق را بر همه دلها بخشد

وبه جز مهرجهان هيچ نخواست

تا به هر گوشه دهر ...شادماني باشد و محبت ها نيز.

 

 

21 اسفند 1384

    ف . شیدا

 

تهیه و تنظیم اشعار : شیواااااماهیچ www.mahich.blogfa.com