رضا بر جور تو من کی توانم
●
چه خسته باز آمد، دلم ز آشیانه ء عشق
دگر نخواهم کرد ، گذر ز خانهء عشق
گل دلم یکروز به عشق ایمان داشت
به شاخ شاخ ء امید، غنچه ها فراوان داشت
تو شاخء عمرم را ، ز ریشه ها چیدی
تو مرگء روحم را ، به جور خود دیدی
دگر نسیم ء بهار ، شکُفتن ء من نیست
دوباره روئیدن،، به گُلشن ء من نیست
دگر نمیخواهم ، شکسته باز آیم
شکسته شاخم را ... به غنچه آ رایم
دگر نمیخواهم ... زعاشقان باشم
به قلبء پژمرده ... گُل خزان باشم
به باغبان دیگر ... نمیدهم دل را
به او نخواهم بست ... امید ء باطل را
گُل دل ما را ... دگر بهاری نیست
بدونء تو هرگز مرا قراری نیست
دگر تو در باغی ، مرا نخواهی دید
چو ریشه ء جانم ، ز عشق تو خُشکید
ســروده ء فــرزانه شـــیدا ۱۳۸۲
تهیه و تنظیم اشعار : ف . شیدا...شیواااااماهیچ www.mahich.blogfa.com
+ نوشته شده در شنبه یازدهم اسفند ۱۳۸۶ ساعت 2:20 توسط شیواااااااااماهیچ
|