ما که به پای تو نشستیم
●
ما تو بازی زمونه
همه بازيگر نقشيم
گاهی با يه قلب عاشق
توی دنيا ميدرخشيم
منم از نور نگاهت
دل به عاشقی سپردم
گرچه اين بازی عشقو
تو نگاه تو نبردم
منکه تو شطرنج عشقت
گاهی ماتم گاهي گيشم
از تو بازی عشقت
بخدا خسته نميشم
من ميخوام واسه هميشه
دلتو بدست بيارم
گرچه اينو خوب ميدونم
مهره ي خوبی ندارم
کاش ميشد بهم ميگفتی
ما رو تنها نميزاری
يا ميگفتی توی قلبت
واسه ما هم جائی داری
اما من بپای عشقت
دلمو وسط ميزارم
ثروتم عشقه و جز دل
تحفه ای ديگه ندارم
توی خونه های شطرنج
با دل عاشق اسيرم
تا تو هستی توی بازی
من از اين بازی نميرم
من ميخوام واسه هميشه
دلتو بدست بيارم
حاليمه آره ميدونم
مهره ي خوبی ندارم
بازی اين زندگی رو
اگه دل شکسته باختم
ولی با تو و واسه تو
هميشه سوختمو ساختم
حالا تا هر جا که ميخوای
تو برو منم باهاتم
دل سپردهء محبت
يار خوب و با وفاتم
تا ته جاده ي رفتن
در کنار تو ميمونم
ترو واسه زنده بودن
طپش دلم ميدونم
من میخوام واسه هميشه
دلتو بدست بيارم
آره حالیمه ميدونم
مهره ي خوبی ندارم
ما که پای تو نشستيم
ديگه بيوفائی بسه
بس نبود همينکه اين دل
پای عشق تو شکسته
ميدونم چه عشقی کردی
وقتی قلبمو شکستی
ديدی تو اشک چشامو
حتی چشماتو نبستی
منکه بازی رو نباختم
گرچه داغونمو خسته
برو خوش باش که دل من
هنوزم بپات نشسته