لحظه های پرواز
●
در سینه من ناله بفریاد رسیده
اشکی دگر ا ز دیده غمدیده چکیده
هر خنده به قلبم به غم وگریه در آمیخت
اندوه بسی را دل افسرده کشیده
هر روز مرا صد گذر از شهر هیاهوست
این قلب غمین جز همه آشوب چه دیده
جان وتن وروحم همه آزرده ز اینججاست
از شدت غم دل به یکی گوشه خزیده
در دیده مرا هر طرفی مثل قفس شد
حتی نفس راحت از این سینه بریده
باید گذری کردو از این شهر برون رفت
کاین دل به هوای دگری باز طپیده
بی تاب دلم نا بگهان بال و پری یافت
باید که شود زین قفسه تنگ رهیده
کی مرغ ز پرواز حذر کرد وقدم زد
آن مرغ که داند ره پرواز پریده
مرغ دل ما هم نتواند که نشیند
بر قلب منم لحظه پرواز رسیده
۱۳۶۵خرداد سه شنبه
تهیه و تنظیم اشعار : ف . شیدا...شیواااااماهیچ www.mahich.blogfa.com
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم آبان ۱۳۸۶ ساعت 3:51 توسط شیواااااااااماهیچ
|