شهر شتاب
●
در عبور هیاهو از شهر شتاب
که گامهای تند در فراز و نشیب زندگی
از کنار هم تند و پر تعجیل می گذرند
و بیگانگی ها در تجمع گامهای عبور
آنجا که
چشمها در چشم
نگاه در نگاه
غریبانه با دیدگانی سرد و بی تفاوت
در هم
تلاقی می کند
و خستگی پای در رکاب روز
در دشتهای زندگی می تازد
در شهر سینه ها
عبور گامهای محبت
اینچنین شتابان نیست
و نگاه را
گردابهای لحظه های زود گذر
بدرون نمی کشد
آشنائی را دیدگان بی مهری
دلسرد نمی کند
و عشق
سوار بر توسن سفید صبح
تا دشتهای سبز افق
تا نارنجی نور
خواهد تاخت
تا اسب سیاه شب مهربانی را
همراهی کند
و دلدادگی و محبت را همراه باشد
ای گذر کرده از شهر هیاهو
تو نیز همراه او
با دل همراه باش
که روزگار بی مهری
قلبت را سنگی نسازد
و محبت همواره
طپش عشق را
در قلب تو زنده نگاهدارد
تو نبز با او برو
اگر قلبت پذیرای عشقی ست
تهیه و تنظیم اشعار : ف . شیدا...شیواااااماهیچ www.mahich.blogfa.com