سکوت ... نشان محبت
●
از الـــیـــاف خــاطــره بــود نـــخــهای اشـــکم
که جــاودانـــه تــرا می گریســـت
بــی آنــکه فـــرامـــوشــت کـــند
گوئــیا مــنو تــ و ز خاطــر رفــته ایم
در جــاده هــای مــه آلــود غــربـــت
که رسیدن را فــــرامــوش کـــرده اســت
ابنـــک در ســردی روزهــای بــی آفــتاب
که نقش بی رنگ خورشید بر بوم آسمان
ابر را در آغوش می کشد
انتها
ناپیدا تر از گرمای خورشید
رفتن را چه بیهوده میسازد
ایــســتادن گامی بسوی رسیدن نیست
امیـــد تنها محـرکــی ست کــه
گــامی را شتـــابــان کــند
در آ رزوی رسیـــدنی
باید
امید را زندگی بخشید
تا گامی برداشته شود
تا سکوت شکسته گردد
باید گفت آنچه را که گفتنی ست
سکوت دردی را دوا نخواهد کرد
باید راهی بود و رفت
حتی اگر خورشید نباشد
تهیه و تنظیم اشعار : ف . شیدا...شیواااااماهیچ www.mahich.blogfa.com