اشک 1
یکشنبه بیستم آبان 1386
●
اشك
من را در من حل نمودند
محلول نمک بود و آب
و نامم را اشک نهادند
مرا طنین نفسهای زنئگی باقیست
و در رگهایم جاری ست هنوز
سرخی عشق
در سینه ام باقی مانده است هنوز
طپشهای بودن
مرا عشق هرگز
رهایی نخواهد بخشید
و تا ابد بسته در زنجیر های پیوند
خواهم بود
زیرا که تنها با او می توانم زیست
و تا ابد دلخسته از جدائی ها
اگر بی او بمانم
تهیه و تنظیم اشعار : ف . شیدا...شیواااااماهیچ www.mahich.blogfa.com
[ ]
+ نوشته شده در ساعت3:2 توسط شیواااااااااماهیچ

