●
دیگر آرزو را نمیخواهم
دیگر قللک خواسته هایم را
بر طاقچه فراموشی خواهم نهاد
دیگر سکه های امیدم را
در قللگ خواسته هایم نخواهم ریخت
دیگر پس انداز نمیکنم
نارسیده های امروز وفردا را
نه
از سر غم نیست این
از آزاده گی ست
رفتن در اسودگی ، رهائی ، آزادی
آنگاه که اسارت خواستن را
آرزو کردن را
رها کرده ای
آنگاه که آسوده دل
در کوچه ها گام بگذاری
شر شر باران را قدم زده
طبیعت را زندگی کنی
دنیای رنگین را
همانگونه هست عاشق باشی
وبینی دریا را اسمان را
رودها را غروب را
طبیعت را و رنگها را
و قدم بزنی
قدم بزنی
قدم بزنی
در کوچه باغهای باران زده
چتر را فراموش کنی
و باران را همراه باشی
سبک، آرام وبی هیچ آشفتگی
حتی بی هیچ انتظار
انتظار هائی که
خواسته هایت را آرزوهایت را
ترانه میکرد در کوچه های دلتنگی
آری دیگر آرزوئی نخواهم کرد
و آرام کوچه ها را
قدم خواهم زد
و چون رود روحی
جاری خواهم بود
۵ /۲/۱۳۸۵سه شنبه
تهیه و تنظیم اشعار : ف . شیدا...شیواااااماهیچ www.mahich.blogfa.com
[ ]
+ نوشته شده در ساعت1:25 توسط شیواااااااااماهیچ

