●
بوســه ای بر گلبرگهای وجـودت
بوســه ای بر چهره عشق
بوســه ای برگونه های محبــت
بوسه ای بر درگاه خداوندگار عشق
بوسه ای بر خلوتگاه عشق منو تو
که در آن پـیوند عشق با تو بسته
و شبهای بسیار
با یاد تو اما بی تو در آن گریستم
بوسه بر اشکهای شمعی
که بسیار در شبهای
بیداری با من گریست
وقسم به خداوندگار عشق
قسم بر عشق
قسم بر محبت
قسم به خاطره های جاویدان تو
که همه عمر با من بود
قسم به بیت بیت اشعاری که عشق ترا فریاد کشید
قسم بر این دل
که فقط ترا عاشق بود
پیـوند خویش با تو نخواهم برید
حتی اگر سالهای بسیاری
پس از اینهم نیز
باز بی تو در جاده های عشق
همسفر تنهائی ها باشم
چراکه میدانم خداوند عشق نیز مرا نخواهد بخشید
گر عشق تو به فراموشی سپرده
بسوی زندگی شادانی راهی گردم
که در آن عشق بیرنگ است
نه در توانم نیست...در توانم نیست!!!
بسیار غمگین بوده ام آری... بسیار غمگین
اما هـرگز در تصور خویش نیز توانم نیست
بی تو بی عشق تو
دل را رها کنم
تنهــا خواهد شد .. آری تنها
اگر یاد ترا از او بگیرم
بگذار راهی باشم
در راه عشقی که اگر چه در تنهائی بود
اما زندگیم بود
بگذار عاشق باشم
بگذاردوست بدارم ترا
حتی در تنهائی خویش
دوستت دارم آری دوستت دارم
تهیه و تنظیم اشعار : ف . شیدا...شیواااااماهیچ www.mahich.blogfa.com
[ ]
+ نوشته شده در ساعت1:25 توسط شیواااااااااماهیچ

