تبليغاتX
آشیانه ی شعر - آنگاه که به دنیا آمدم

آشیانه ی شعر

دیوان اشعار : ف . شیدااااااا

آنگاه که به دنیا آمدم

 

آنگاه که بدنيا آمدم

 

گوئي آنگاه که بدنيا آمدم

با رنگهاي محبت

درونم را نقاشي کرده اند

آنگاه که سالهاي عمر را

در تقويم هاي بودن  ورق ميزدم

انگار دست محبت  چين هاي عميق تري بر پيشانيم نهاد

و آنگاه که خميده تر از پيش  محبت را بر دوش مي کشيدم

کوئي خطوط مهر و محبت

تمامي وجودم را چروکيده کرده بود

چهره ام اما جوان مينمود

حتي با گذر سالها

افسوس اما هر چه ديدم از هر که بود نامهرباني بود و بس !

با آنکه عاشقانه دوست داشتم هر آنچه را که قلبي داشت

يا زندگي ميکرد.....افسوس !

اما ... اما  ملالي نيست

محبت هميشه با من بوده است

همگام با عشقي که خداوند در سينه ام به نام قلب نهاد

اينگونه ميشد هميشه بخشيد وهمواره دوست داشت.  

 

تیرماه 1382 ف . شیدا

 

 

تهیه و تنظیم اشعار : شیواااااماهیچ www.mahich.blogfa.com

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 1:40  توسط شیواااااااااماهیچ   |