برای عشق
یکشنبه بیستم آبان 1386
●
من براي بهار شعر نميگويم
بهار بي ترانه نميماند
قناري باز ميخواند
پرنده نغمه ها سر ميدهد
من براي عشقي ميخوانم
در آستانه در اميد
چشم براه نجاتي مجهول
من براي عشقي ميخوانم
که تنها ميخواهد زنده بماند
وجايگاهي جز دل نميشناسد
چون شعله ايست بر شمعي خاموش
چون کودک محبت
زندگي يافته از مادرعشق
...
بهار روزي جا به زمستان خواهدداد
قناري يکروز خواهد رفت
عشق گاه بويراني گاه به شکست رسيد
دل اما جائي براي رفتن نداشت
ودر کنج دوستت دارمها گريست
من براي بهار شعر نميگويم
عشق خود بهار دل هاست
شعر ي خواهم سرود براي قلبي
که بهارش از عاشقي ست
ونغمه هايش تکرار دوستت دارم
با من هم ترانه باش
ف.شيدا فروردين 1386جمعه
تهیه و تنظیم اشعار : ف . شیدا...شیواااااماهیچ www.mahich.blogfa.com
[ ]
+ نوشته شده در ساعت1:19 توسط شیواااااااااماهیچ
