حسرت
●
امروز را درحسرت دیروز سر کردم بی آنکه بدانم فردایم همین امروز بود که گذشت !!!
اما چشم براهی هایم را بهانه ای نیست چشم براهت بودم بی آنکه در باورم بگنجد
رفته ای!!! وچشم انتظارت میمانم حتی اکنون که باز گشته ای ...نمیدانم چرا ولی همیشه دلتنگم ودلتنگیهایم را بهانه دیداری در خیال هم آرام نمیبخشد وساحل تنهائیهایم پر میشد از گامهای خیس
نه تنها درموج که دراشک نیز!!! دلم پر میزند برای طپش هائی که دیدار را شوق میبخشد ورسیدن را شادی... در گامهائی بسوی عشق ...ساحل تنهائیم را پرکن ای همیشه شب بیدار
(ف.شیدا) 30 بهمن
تهیه و تنظیم اشعار : شیواااااماهیچ www.mahich.blogfa.com
+ نوشته شده در شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت 3:55  توسط شیواااااااااماهیچ
|
