●
از تو شــکایـــت سردهم ، یا از دل افــــسرده ام
از قـــلب خــونینم ویا ، رنجــی که از آن بُرده ام
از عشـــق نافرجام خــود ، یا درد شــبهای غـــمین
از بی کسی هائی که زآن ، صد غصه در دل خورده ام
از شـــور فـــرهادین خود یا عــشق مجــنون وار دل
ای بی وفـــا از هجــرتـــو ، من تـا ابــد آزرده ام
عـــمری به شـوق عــشق تو ، محرومیت ها دیده ام
تا آنکه دیــدم ناگهان ، افـــسرده ای دل ُمــرده ام
دیــگر نــدارم در دلــم ، شــور و امــید زندگــی
افـــسرده تـن بشکــسته دل از زنــدگی سرخورده ام
عاشــق ترین در زندگــی ، مجنون ترین درعــشق تو
جــز در کــنارت بی وفــا، آیا دمّـــی آسوده ام
هـــرگز نبوده غــیر تو ، در قــلب من جای کـسی
اما به صد دلدادگی ، آزرده ای افــــسرده ام
۱۳۶۲/۹/۷دوشنبه
سروده ء فــرزانه شــیدا
تهیه و تنظیم اشعار : ف . شیدا...شیواااااماهیچ www.mahich.blogfa.com
[ ]
+ نوشته شده در ساعت3:5 توسط شیواااااااااماهیچ

